تبليغاتX
varesh

 


varesh

 
درد و دل


آثار بجا مانده از یک عاشق

عاشقان باران

عاشق باران


موضوعات


آمار وب

وبلاگ من

لوگو دوستان
كدهاي جاوا


.:::.تو كجايي.:::.

تو کجايی

از تو با آسمان سياه سخن گفتن 

 كه چرا تنهاييت اينقدر غمناك است   

                              ديشب در خوابم تو را ديدم 

                                                   كه واله و سرگردان در كوچه ها ي انتظار مي‌گشتي 

حيف از تو كه  اينچنين خودت را در اين دنياي وارونه و بي‌سامان سرگردان كرده‌اي  

و چقدر سخت بود خواندن نوشته هايت   

 آنگاه كه با بي ريايي مي‌نويسي و من مي‌خوانم 

هر چند گام گام نوشنه هايت پر از محبت و مهر است 

 اما هر خشت ان تير شيطان است در قلب پاكت 

اين ديوارهاي فاصله با خدا را بشكن 

 و دوباره ديواري از جنس نور بساز 

اي عزيز بهاري من 

حرفهاي عاشقانه را با قلبي پاك براي پاكي قلبت بزن 

و خداست كه هر لحظه نظاره گر چهر ه ماه تو مي‌باشد 

چه در روز و زير نور طلايي خورشيد 

 وچه در شب و زير نور نقره‌اي ماه 

 و تو فقط با قلبت تنهايي  

 در تنها ترين تنهايي هايت 

در ان لحظه كه شيطان تور شيطنتش را براي تسخير تو گشوده بود 

خودت را بايد نجات مي دادي 

و دستت را به سوي كسي دراز كن  كه چشمانت با پاكي خانه اش را نظاره كردي

و مطمئنم كه قطره اشكي از اعماق قلب پاكت سرازير شد 

در ان لحظه ي تنهايي

و تمام گناهانت را شست و تو پاك پاك شدي 

و اگر من شيطان شدم در وجودت مرا ببخش. كه در هر لحظه خودم را نفرين مي كنم 

كه ارامش خيالت را  

 با اظطراب خاطرم در هم كشيدم 


نويسنده: alivaresh مورخ: یکشنبه 13 مرداد1387
|+|


.:::.سلام بر حسین (ع).:::.

محرم، ماه ايثار و از جان گذشتگی است! ماه عشق و شور و فریاد است! ماه سرافرازی بر فراز نیزه هاست!
ماه آمیختن با خون و آمیختن عشق است.
  
سلام بر حسین (ع)

 

 

 اي ماه خون، بار ديگر از راه ميرسي و با نسيم گرم كربلايي، قصه آلاله هاي سرخ را به گوش جان مي رساني. دوباره سكوت تاريخ را در هم مي شكني و بغض ناله را از تنگناي حنجره ها آزاد مي كني. بار ديگر از راه ميرسي و برف سكوت را با آفتاب عشقي كه بر آسمان سينه داري، آب مي نمايي و آن را به اقيانوس خروشان فرياد مي رساني! اي ماه خدا! قدومت گرامي.

 

اکنون  آغاز سال 1429 هجری قمری است، سال قمری با هجرت پر برکت رسول اکرم (ص) معنا یافت و مبدأ تاریخ اسلام شد. اگر پیامبر (ص) در مکه می ماند چیزی از اسلام باقی نمی ماند، ولی سال قمری که با هجرت پیامبر مکرم اسلام متبرک شده بود، در سال 61 پس از هجرت به خون عزیزان و خاندان رسول اکرم (ص) رنگ شد و از آن پس سال قمری برای مسلمان راستین جز با اندوهی جانکاه آغاز نگشته است؛ تا کی باشد که خونخواه خون "ثارالله" بپا خیزد و جهانی را به عدل بیاراید.

تقويم، آغاز سال نو و برگزاری جشن های مختلف در ميان ملل و جوامع مختلف، برخاسته از زمينه هاي ملي- ديني و نمودي از فرهنگ جوامع خويشند.

اين تقويم ها که به مرور از جنبه های مختلف ملي- دينی در جوامع بشری پيدا شده اند؛ برخی از آنها هنوز در جوامع مختلف به حيات خود ادامه داده  و هر روز که سپری می شود بنابر خصوصياتی که دارا هستند بر اعتبار و اهميتشان افزوده می گردد.  

اما برخی ديگر از اين تقويم ها به عللی متروک گشته و کمتر شخصی از وجود آنها باخبر است. عموماً اساس تقويم ها يا گاهنامه ها بر مبناي چهار مبادي و خصوصيت استوار است كه عبارتند از: نجومي، ارضي، ديني، قومي و ملي. ازمبدأهاي مهم تاريخي يا تقويم هايي كه در ميان اكثر اقوام و ملل جهان تا به امروز مطرح بوده اند می توان به تقويم های ذيل اشاره کرد:

تقويم های چينی، مصری، عبری (يهودی)، مسيحی، هندو و اسلامی.

چنانچه مشهود است اکثر مبادی تقويم ها و گاه شمارها متکی بر دين است. چنان كه اقوام يهود كه از قديمي ترين اقوام موحد و متدين بشمار می روند، تاريخ خود را بر مبدأ پيدايش بشر بر اساس اخبار تورات به طور اعم و در حالاتي اخص ظهور حضرت موسي(ع) و نزول تورات و صدور «ده فرمان»  حساب مي کنند و يا اين كه در عالم مسيحيت، مسيحيان؛ تولد حضرت عيسي مسيح (ع) را مبدأ تاريخ خويش قرار داده اند و در تقويم های شرق آسيا ظهور كنفوسيوس، بودا، برهما و امثال آن براي طرفدارانشان مبدأ تاريخ است.

 در ميان اعراب عربستان تا زماني که هجرت، يگانه تاريخ مسلمين شود عام الفيل(1) عموميت داشت، و اکثر مورخين ولادت حضرت رسول (ص) را به اين تاريخ  نوشته اند. اعراب نيز مانند ساير ملل جهان دوازده ماه را يکسال می گرفتند منتهی اين دوازده ماه قمری بود و گفته می شود که اساس آن منطبق است بر سنت باستاني اعراب و شريعت ابراهيم (ع). تعيين مبدأ تاريخی مسلمين از رحلت رسول اکرم (ص) و زمان خلافت عمر دومين خليفه به طول انجاميد. قبل از اين واقعه، تقويم مسلمين تنظيم نيافته بود و مبدأ و اصول خاصی نداشت، مسلمين گذشت زمان را ماه به ماه حساب می کردند و دوازده که تمام می شد آن را يک سال مي ناميدند و از هجرت به بعد هر سالی را به نام واقعه مهمی که در آن سال اتفاق افتاده بود نام گذاری می کردند.

در زمان خلافت عمر در سال 16 يا 17 هجری؛ عمر مجلسی ترتيب داد تا تقويمی برای حکومت اسلامی تنظيم شود؛ تا با استفاده از آن تاريخ وقايع و حساب بيت المال را نسبت به آن مشخص سازد. در اين جلسه راجع به واقعه فيل و واقعه بعثت و مبنای تقويم ايرانيان بحث شد ولی هيچ يک از آنان مورد تصويب قرار نگرفت تا اينکه حضرت علی (ع) پيشنهاد نمود که هجرت حضرت رسول اکرم (ص) مبدأ تاريخ و تقويم اسلامی قرار گيرد؛ اين پيشنهاد و موضوع آن، بواسطه اين که هجرت سبب گشايش در امر مسلمين و اهداف اسلام شده بود مورد قبول عموم حاضرين قرار گرفت.

بعد از تعيين و تصويب مبدأ برای تاريخ اسلام، تعيين مبدأ و سرآغاز برای سال های اين تقويم نيز مورد شور و مشورت قرار گرفت؛ که بعد از تبادل نظر؛ ماه محرم بنا به خصوصيات خاص خود که اولاً پايان مراسم و سفر حج بود و ثانياً آخر ماه های حرام بود بعنوان اولين ماه سال انتخاب شد. در برخی ديگر از منابع نيز آمده است که چون از عصر ابراهيم (ع) اکثر اقوام عرب به علت فراغت از سفر حج و اعمال آن در ماه ذی الحجه، ماه بعد از آن را که محرم باشد، اولين ماه سال می گرفتند، روی اين اصل با تبعيت از اصول سنتی اعراب ماه محرم را آغاز سال هجری قرار دادند.

اگرچه در اکثر کشورها مراسم خاص سال نو برگزار می شود ولی در اکثر کشورهای عربی اعياد فطر و قربان بعنوان بزرگترين عيد و جشن ملی در نظر گرفته می شوند. و اما شروع سال قمری و ماه محرم برای شيعيان يادآور قيام خونين و هميشه جاويد امام حسين (ع) است. در مذهب تشيع ماه محرم با حادثه عاشورا عجين شده است. حادثه ای که با وجود گذشت قرن های متوالی همچنان متبلور و راه گشای جويندگان حق و حقيقت است. 

به هر صورت سال قمري با مبدأ هجرت پيامبر اسلام در ابتدا در جزيره العرب و پس از آن که اعراب مسلمان به کار کشور گشايي روي آوردند در تمام بلاد اسلامي آن زمان گسترش يافت و شيوه گاه شماري ممالک وسيعي از هند تا اسپانيا شد، و در ايران نيز جايگزين سالشمار خورشيدي شد که از ازمنه قديم در ايران رواج داشت؛ گاهشماري قمري در ايران تا ابتداي سلطنت پهلوي يگانه گاه شماري کشور بود تا اينکه توسط رضاخان گاهشماري در ايران به هجري خورشيدي تغيير يافت.

اينک آغاز سال 1427 هجري قمري را پيش رو داريم، سال قمري با هجرت پر برکت رسول اکرم معنا يافت و مبدأ تاريخ اسلام شد چه اگر پيامبر در مکه باقي مي ماند چيزي از اسلام باقي نمي ماند، ولي سال قمري که با هجرت پيامبر مکرم اسلام متبرک شده بود، در سال 61 پس از هجرت به خون عزيزان و خاندان رسول اکرم (ص) رنگ شد و از آن پس سال قمري براي مسلمان راستين جز با اندوهي جانکاه آغاز نگشته است؛ تا کي باشد که خونخواه اين خون "ثارالله" بپا خيزد و جهاني را به عدل بيارايد!

 

 ولايت و شكل گيري قيام عاشورا

ـ از سال 11 هجري كه پيامبر اسلام رحلت نمود تا سال 60 هجري كه معاويه فوت كرد چهل و نه سال طول كشيد اين سالها به تفكيك حاكميت به شرح ذيل است:

1- سال 11 هجري رحلت پيامبر اسلام

2-  سال13  هجري فوت ابابكر، مدت خلافت: 2 سال و 3 ماه و 10 روز

3-  سال 23 هجري قتل عمر، مدت خلافت: 10 سال و 6 ماه و 4 روز

4-  سال 35 هجري قتل عثمان، مدت خلافت: 13 سال (8 ماه كم)

5-  سال 40 هجري شهادت علي (ع)، مدت حكومت: 4 سال و 9 ماه و 8 روز يا 5 سال و 3 ماه و 7 روز

6-  سال 41 هجري صلح امام حسن (ع) با معاويه و بيعت مردم با معاويه در همان سال در بيت المقدس

7-  سال 60 هجري فوت معاويه، مدت حكومت: 19 سال و 8 ماه.

در اين سالها دو جريان مشخص در تاريخ اسلام شكل گرفت. نماد يك جريان «يزيد بن معاويه» است كه در سال 60 هجري پس از پدرش به حكومت رسيد و نماد جريان ديگر حسين بن علي (ع) است كه در محرم سال 61 هجري در ماههاي اوليه حكومت يزيد به دست او به شهادت رسيد...دو جريان پيامبري (ولايت) و پادشاهي (حكومت) دو دهه نخست پس از رحلت پيامبر اسلام با خانه نشيني علي (ع) و حكومت معاويه در شام در سال پنجم از خلافت عمربن خطاب چهره اي مشخص يافت. يك جريان بر اصول اسلامي و احكام قرآني و سنت پيامبري پاي مي فشرد و جريان ديگر به حكومت و قدرت مي انديشيد. ..

ـ معاويه 22 سال حاكم شام (سوريه كنوني)بود اززماني كه برادرش يزيد بن ابي سفيان فوت كرد و عمر در سال پنجم حكومت خود معاويه را به شام فرستاد و پس از شهادت اميرمومنان از سال 40 تا 60 هجري 42 سال حاكم قلمرو اسلامي بود اين سالهاي طولاني سالهاي استقرار پادشاهي حذف و طرد حاكميت اسلامي بود. (1)

اين دو جريان تاكنون ادامه يافته است و هيچ يك از آن دو نتوانسته است بر ديگري غلبه يابد. گاهي پادشاهان  جا را براي جامعه دينداران و فرزندان ولايت تنگ نموده اند و به كشتار آنها پرداخته اند و گاهي نيز دينداران و پيروان ولايت توانسته اند حاكميت را از آن خود كنند و به رواج احكام دين عقلانيت ديني و عرفان ديني پرداخته اند به نظر مي رسد با گسترش آموزه هاي ديني در سه سطح عمل ديني،‌عقلانيت ديني و عرفان ديني جوامع مسلمان ضرورت جمع ميان ولايت و حاكميت را احساس نموده اند.

1-(پيام آور عاشورا/ مهاجراني/ ص 11)

 

 

امام حسين (ع) و ياران او

 

ادامه در ادامه مطالب

 


ادامه مطلب

نويسنده: alivaresh مورخ: پنجشنبه 20 دی1386
|+|
گفته هاي قبلي
وارش باران عشق
..:::..:::..:::.وارش ، باران عشق.:::..:::..:::.
.:::.نامه ای از خدا.:::.
.:::.خدایا.:::.
.:::.عاشق.:::.
.:::.تو كجايي.:::.
.:::.اي خدا.:::.
.:::.پدرم روزت مبارک.:::.
.:::.مادر روزت مبارك.:::.
.:::.وقتي كه بچه بوديم.:::.
.::.من کمي رنجيده ام.:::.

Copy Right By: Http://varresh.Blogfa.Com
Sponsored By: alivaresh